شبی.........

شبی بی حوصله رفتی ،دعا کردم که برگردی
خدا را تا سحر آن شب صدا کردم که برگردی
کنار پیچک خاموش و سرد باغچه ماندم
نمی دانی کجا رفتم ،چه ها کردم که برگردی

+ نوشته شده در شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳ ق.ظ توسط محمد
|

شبی بی حوصله رفتی ،دعا کردم که برگردی
خدا را تا سحر آن شب صدا کردم که برگردی
کنار پیچک خاموش و سرد باغچه ماندم
نمی دانی کجا رفتم ،چه ها کردم که برگردی
