از آخرین دلتنگی  تو

اون روز ِ  بارونی بگو

از گریه هات ، تو پرسه ی

خیس ِ  خیابونی بگو

 

از چتری که بارونی شد

تو آسمون ِ  چشمِ  تُو

وقتی دلت گرفته بود

وقتی که می گفتی نرو !

 

انگار که صد ساله حالا

جا مونده چترت پیش ِ  من

امروز...  بارونی شده

چشمام دو دو  میزنن

 

شاید بخوای برگردی و

شاید دلت پیش  ِ منه

رو شونه های خیس  ِ من

بغضت دوباره  بشکنه

 

امروز  بارونی شده

چترت هنوز پیش منه

هر روز ، تو  این ثانیه

چشمام بارون می زنه !