.........

از آخرین دلتنگی تو
اون روز ِ بارونی بگو
از گریه هات ، تو پرسه ی
خیس ِ خیابونی بگو
از چتری که بارونی شد
تو آسمون ِ چشمِ تُو
وقتی دلت گرفته بود
وقتی که می گفتی نرو !
انگار که صد ساله حالا
جا مونده چترت پیش ِ من
امروز... بارونی شده
چشمام دو دو میزنن
شاید بخوای برگردی و
شاید دلت پیش ِ منه
رو شونه های خیس ِ من
بغضت دوباره بشکنه
امروز بارونی شده
چترت هنوز پیش منه
هر روز ، تو این ثانیه
چشمام بارون می زنه !
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۷:۳۶ ق.ظ توسط محمد
|