اي كاش عشقت را در دل نمي پروراندم

حال آسوده زندگي كن كه از خنجرم در اماني

اي عشق بي فرجام كه در دل مانده اي

تو را چه شده كينه ام كافي نيست

نفرين به عشقي كه مرا مجنون او ساخته.نفرين

اي عشق خواهشي دارم مرا گوش ده:

كاشانه ي مرا ترك نگو.

مهلت انتقام را عريض نكن

بگذار آسوده باشم تاقت ندارم

آري تنهايم فرصت عشق دوباره ندارم

عمر من كوتاه و وقت انتقام دراز

اي عشق ترك شده تو را با او چكار

مرا درياب كه حسادت. نفرت. كينه و انتقام زندگي ام را نابود ساخته اند