www.hamtaraneh.com

دلم گرفته

 

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

 

شکنجه میشم از خودم نمیتون شکوه کنم

 

انگاری کوه قصه ها رو سینه من اومده

 

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده خنده به ما نیومده

 

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

 

تو روزگاره بی کسی

 

یه عمره که در به درم

 

حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

 

من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

 

دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن

 

نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

 

منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم

 

برگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم

 

آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا

 

آروم بگیره یه آدمه شکسته تر